ناهید
جلال الدین محمد مولوی

ای سخت گرفته جادوی را

غزل شمارهٔ ۱۱۶

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

ای سخت گرفته جادوی را

شیری بنموده آهوی را

از سحر تو احولست دیده

در دیده نهاده‌ای دوی را

بنموده‌ای از ترنج آلو

کی یافت ترنج آلوی را

سحر تو نمود بره را گرگ

بنموده ز گندمی جوی را

منشور بقا نموده سحرت

طومار خیال منطوی را

پر باد هدایتست ریشش

از سحر تو جاهل غوی را

سوفسطاییم کرد سحرت

ای ترک نموده هندوی را

چون پشه نموده وقت پیکار

پیلان تهمتن قوی را

تا جنگ کنند و راست آرند

تقدیر و قضای مستوی را

سوفسطایی مشو خمش کن

بگشای زبان معنوی را

۱۰ بیت۱ بازدید

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها