ناهید
جلال الدین محمد مولوی

ما را سفری فتاد بی‌ما

غزل شمارهٔ ۱۲۸

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

ما را سفری فتاد بی‌ما

آن جا دل ما گشاد بی‌ما

آن مه که ز ما نهان همی‌شد

رخ بر رخ ما نهاد بی‌ما

چون در غم دوست جان بدادیم

ما را غم او بزاد بی‌ما

ماییم همیشه مست بی‌می

ماییم همیشه شاد بی‌ما

ما را مکنید یاد هرگز

ما خود هستیم یاد بی‌ما

بی ما شده‌ایم شاد گوییم

ای ما که همیشه باد بی‌ما

درها همه بسته بود بر ما

بگشود چو راه داد بی‌ما

با ما دل کیقباد بنده‌ست

بنده‌ست چو کیقباد بی‌ما

ماییم ز نیک و بد رهیده

از طاعت و از فساد بی‌ما

۹ بیت۱ بازدید

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها