ناهید
جلال الدین محمد مولوی

دولتی همسایه شد همسایگان را الصلا

غزل شمارهٔ ۱۴۲

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

دولتی همسایه شد همسایگان را الصلا

زین سپس باخود نماند بوالعلی و بوالعلا

عاقبت از مشرق جان تیغ زد چون آفتاب

آن که جان می‌جست او را در خلا و در ملا

آن ز دور آتش نَماید چون رَوی نوری بوَد

همچنان که آتشِ موسی برای ابتلا

الصلا پروانه‌جانان قصدِ آن آتش کنید

چون بلی گفتید اول درروید اندر بلا

چون سمندر در میان آتشش باشد مقام

هر که دارد در دل و جان این چنین شوق و ولا

۵ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها