ناهید
جلال الدین محمد مولوی

چو فرستاد عنایت به زمین مشعله‌ها را

غزل شمارهٔ ۱۶۱

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

چو فرستاد عنایت به زمین مشعله‌ها را

که بدر پرده تن را و ببین مشعله‌ها را

تو چرا منکر نوری مگر از اصل تو کوری

وگر از اصل تو دوری چه از این مشعله‌ها را

خردا چند به هوشی خردا چند بپوشی

تو عزبخانه مه را تو چنین مشعله‌ها را

بنگر رزم جهان را بنگر لشکر جان را

که به مردی بگشادند کمین مشعله‌ها را

تو اگر خواب درآیی ور از این باب درآیی

تو بدانی و ببینی به یقین مشعله‌ها را

تو صلاح دل و دین را چو بدان چشم ببینی

به خدا روح امینی و امین مشعله‌ها را

۶ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها