رباعی شمارهٔ ۱۹۰
اندازهٔ متن
ای دل تو و درد او که درمان اینست
غم میخور و دم مزن که فرمان اینست
گر پای بر آرزو نهادی یکچند
کشتی سگ نفس را و قربان اینست
۲ بیت
ای دل تو و درد او که درمان اینست
غم میخور و دم مزن که فرمان اینست
گر پای بر آرزو نهادی یکچند
کشتی سگ نفس را و قربان اینست
یادِ تو کُنَم، میانِ یادم باشیلب بُگْشایم، در این گشادم باشی