ناهید
جلال الدین محمد مولوی

قرار زندگانی آن نگارست

غزل شمارهٔ ۳۴۷

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

قرار زندگانی آن نگارست

کز او آن بی‌قراری برقرارست

مرا سودای تو دامن گرفته‌ست

که این سودا نه آن سودای پارست

منم سوزان در آتش‌های نو نو

مرا با یارکان اکنون چه کارست

همی‌نالد درون از بی‌قراری

بدان ماند که آن جان نگارست

چو از یاری تو را جان خسته گردد

نمی‌داند که اندر جانش خارست

تو در جویی و خارت می‌خراشد

نمی‌دانی که خاری در سرا رست

گریزان شو از آن خار و به گل رو

که شمس الدین تبریزی بهارست

۷ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها