ناهید
جلال الدین محمد مولوی

مبر رنج ای برادر خواجه سخت است

غزل شمارهٔ ۳۴۹

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

مبر رنج ای برادر خواجه سخت است

به وقت داد و بخشش شوربخت است

اگر چه باغ را نیمی گرفته است

ولیکن سخت بی‌میوه درخت است

گشاده ابروست و بسته کیسه

مشو غره که او را سیم و رخت است

دو دستش را به تخته دوختستند

چه سود ار خواجه بر بالای تخت است

وجودش گر چه یک پاره‌ست چون کوه

سخا اش مرده است و لخت لخت است

۵ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها