ناهید
جلال الدین محمد مولوی

زان روز که چشم من به رویت نگریست

رباعی شمارهٔ ۳۴۰

رباعیات

اندازهٔ متن۲

زان روز که چشم من به رویت نگریست

یک دم نگذشت کز غمت خون نگریست

زهرم بادا که بی‌تو می‌گیرم جام

مرگم بادا که بی‌تو می‌باید زیست

۲ بیت

منبع: ویکی‌درج

شعر رایگان می‌ماند؛ با ذخیره‌کردن، بعداً از کتابخانه‌ات پیدایش می‌کنی.

از همین دفتر

بعد از این شعر

وقتی دلت شنیدن می‌خواهد

از کتاب‌های صوتی منتشرشده در ناهید، با دست‌کم یک قسمت رایگان برای شنیدن.

اگر خواستی قسمت‌های ویژه را ادامه بدهی، اشتراک‌ها را ببین.

همهٔ شعرها