ناهید
جلال الدین محمد مولوی

دو چشم آهوانش شیرگیرست

غزل شمارهٔ ۳۶۲

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

دو چشم آهوانش شیرگیرست

کز او بر من روان باران تیرست

کمان ابروان و تیر مژگان

گواهانند کو بر جان امیرست

چو زلف درهمش درهم از آنم

که بوی او به از مشک و عبیرست

در آن زلفین از آن می‌پیچد این جان

که دل زنجیر زلفش را اسیرست

مگو آن سرو ما را تو نظیری

که ماه ما به خوبی بی‌نظیرست

بیندازم من این سر را به پیشش

اگر چه سر به پیش او حقیرست

خیال روی شه را سجده می‌کن

خیال شه حقیقت را وزیرست

۷ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها