ناهید
جلال الدین محمد مولوی

چنان کاین دل از آن دلدار مستست

غزل شمارهٔ ۳۶۳

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

چنان کاین دل از آن دلدار مستست

ز خوف صاف ما آن یار مستست

خمارش نشکنم الا به خونم

از این شادی دل غمخوار مستست

شفق وارم به هر صبحی به خون در

که در هر صبح آن خون خوار مستست

مده پند و مبر خونم به گردن

که چشم دلبر کین دار مستست

چرا این خاک همچون طشت خون‌ست

که چشم ساقی اسرار مستست

۵ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها