ناهید
جلال الدین محمد مولوی

عجب ای ساقی جان مطرب ما را چه شدست

غزل شمارهٔ ۴۱۱

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

عجب ای ساقی جان مطرب ما را چه شدست

هله چون می‌نزند ره ره او را کِه زدست

او ز هر نیک و بد خلق چرا می‌لنگد

بد و نیک همه را نعره مطرب مددست

دف دریدست طرب را به خدا بی‌دف او

مجلس یارکده بی‌دم او بارکدست

شهر غلبیرگهی دان که شود زیر و زبر

دست غلبیرزنش سخره صاحب بلدست

خیره کم گوی خمش مطرب مسکین چه کند

این همه فتنه آن فتنه گر خوب خدست

۵ بیت۲ بازدید

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها