ناهید
جلال الدین محمد مولوی

هم به بر این بت زیبا خوشکست

غزل شمارهٔ ۴۳۴

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

هم به بر این بت زیبا خوشکست

من نشستم که همین جا خوشکست

مطرب و یار من و شمع و شراب

این چنین عیش مهیا خوشکست

من و تو هیچ از این جا نرویم

پهلوی شکر و حلوا خوشکست

خجل است از رخ یارم گل تر

با چنین چهره و سیما خوشکست

هر صباحی ز جمالش مستیم

خاصه امروز که با ما خوشکست

بجهم حلقهٔ زلفش گیرم

که در آن حلقه تماشا خوشکست

شمس تبریز که نور دل‌هاست

دایما با گل رعنا خوشکست

۷ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها