رباعی شمارهٔ ۱۷۸۸
اندازهٔ متن
خوش خوش صنما تازه رخان آمدهای
خندان بدو لب لعل گزان آمدهای
آن روز دلم ز سینه بردی بس نیست
کامروز دگر به قصد جان آمدهای
۲ بیت
خوش خوش صنما تازه رخان آمدهای
خندان بدو لب لعل گزان آمدهای
آن روز دلم ز سینه بردی بس نیست
کامروز دگر به قصد جان آمدهای
یادِ تو کُنَم، میانِ یادم باشیلب بُگْشایم، در این گشادم باشی