ناهید
جلال الدین محمد مولوی

دل با دل دوست در حنین باشد

غزل شمارهٔ ۶۸۵

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

دل با دل دوست در حنین باشد

گویای خموش همچنین باشد

گویم سخن و زبان نجنبانم

چون گوش حسود در کمین باشد

دانم که زبان و گوش غمازند

با دل گویم که دل امین باشد

صد شعلهٔ آتش است در دیده

از نکته دل که آتشین باشد

خود طرفه‌تر این که در دل آتش

چندین گل و سرو و یاسمین باشد

زان آتش باغ سبزتر گردد

تا آتش و آب همنشین باشد

ای روح مقیم مرغزاری تو

کان جا دل و عقل دانه چین باشد

آن سوی که کفر و دین نمی‌گنجد

کی ما و من فلان دین باشد

۸ بیت۱ بازدید

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها