ناهید
جلال الدین محمد مولوی

بیچاره کسی که می ندارد

غزل شمارهٔ ۶۹۹

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

بیچاره کسی که می ندارد

غوره به سلف همی‌فشارد

بیچاره زمین که شوره باشد

وین ابر کرم بر او نبارد

باری دل من صبوح مستست

وام شب دوش می‌گزارد

گفتم به صبوح خفتگان را

پامزد ویم که سر برآرد

امروز گریخت شرم از من

او بر کف مست کی نگارد

ساقیست گرفته گوشم امروز

یک لحظه مرا نمی‌گذارد

جام چو عصاش اژدها شد

بر قبطی عقل می‌گمارد

خاموش و ببین که خم مستان

چون جام شریف می‌سپارد

۸ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها