شمع آمد و گفت: کشتهام هر سحری
شمارهٔ ۴۱
اندازهٔ متن
شمع آمد و گفت: کشتهام هر سحری
پس سوخته هر شبی به دست دگری
چون در سرم آتش است و بر پایم بند
هرگز نبود کار مرا پای و سری
۲ بیت
منبع: کتابخانه تصوف
شمارهٔ ۴۱
شمع آمد و گفت: کشتهام هر سحری
پس سوخته هر شبی به دست دگری
چون در سرم آتش است و بر پایم بند
هرگز نبود کار مرا پای و سری
منبع: کتابخانه تصوف