ناهید
جلال الدین محمد مولوی

جانم به فدا بادا آن را که نمی‌گویم

غزل شمارهٔ ۱۴۷۰

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

جانم به فدا بادا آن را که نمی‌گویم

آن روز سیه بادا کو را بنمی‌جویم

یک باره شوم رسوا در شهر اگر فردا

من بر در دل باشم او آید در کویم

گفتم صنم مه رو گه گاه مرا می‌جو

کز درد به خون دل رخساره همی‌شویم

گفتا که تو را جستم در خانه نبودی تو

یا رب که چنین بهتان می گوید در رویم

یک روز غزل گویان والله سپارم جان

زیرا که چو مو شد جان از بس که همی‌مویم

۵ بیت۶ بازدید

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها