ناهید
جلال الدین محمد مولوی

خلقان همه نیکند جز این تن که گزیدیم

غزل شمارهٔ ۱۴۹۱

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

خلقان همه نیکند جز این تن که گزیدیم

که از سفهش بس سر انگشت گزیدیم

گر هیچ گریزی بگریز از هوس خویش

زیرا همه رنج از هوس بیهده دیدیم

والله که مفری به جز از فر رخش نیست

کاندر خضر و گلشن او می نگریدیم

هر روز که برخیزی رو پاک بشویی

آن سوی دو ای دل که گه درد دویدیم

آن سوی که در ساعت دشوار دل خلق

آید که خدایا همه محتاج و مریدیم

هر دانه که چیدیم همه دام بلا بود

سوی تو پراشکسته و تن خسته پریدیم

۶ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها