ناهید
جلال الدین محمد مولوی

مگردان روی خود ای دیده رویم

غزل شمارهٔ ۱۵۳۹

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

مگردان روی خود ای دیده رویم

به من بنگر که تا از تو برویم

سبوی جسمم از چشمه‌ات پرآب است

مکن ای سنگ دل مشکن سبویم

تو جویایی و من جویانتر از تو

که داند تو چه جویی من چه جویم

همین دانم که از بوی گل تو

مثال گل قبا در خون بشویم

منم ضراب و عشقت چون ترازو

از این خاموش گویا چند گویم

زهی مشکل که تو خود سو نداری

و من در جستن تو سو به سویم

تو اندر هیچ کویی درنگنجی

و من اندر پی تو کو به کویم

۷ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها