ناهید
جلال الدین محمد مولوی

گر گمشدگان روزگاریم

غزل شمارهٔ ۱۵۷۲

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

گر گمشدگان روزگاریم

ره یافتگان کوی یاریم

گم گردد روزگار چون ما

گر آتش دل بر او گماریم

نی سر ماند نه عقل او را

گر ما سر فتنه را بخاریم

این مرگ که خلق لقمه اوست

یک لقمه کنیم و غم نداریم

تو غرقه وام این قماری

ما وام گزار این قماریم

جانی مانده‌ست رهن این وام

جان را بدهیم و برگزاریم

۶ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها