ناهید
جلال الدین محمد مولوی

من چو در گور درون خفته همی‌فرسایم

غزل شمارهٔ ۱۶۴۱

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

من چو در گور درون خفته همی‌فرسایم

چو بیایی به زیارت سره بیرون آیم

نفخ صور منی و محشر من پس چه کنم

مرده و زنده بدان جا که توی آن جایم

مثل نای جمادیم و خمش بی‌لب تو

چه نواها زنم آن دم که دمی در نایم

نی مسکین تو با شکرلب خو کرده‌ست

یاد کن از من مسکین که تو را می پایم

چون نیابم مه رویت سر خود می بندم

چون نیابم لب نوشت کف خود می خایم

۵ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها