ناهید
جلال الدین محمد مولوی

یک دمی خوش چو گلستان کندم

غزل شمارهٔ ۱۶۷۷

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

یک دمی خوش چو گلستان کندم

یک دمی همچو زمستان کندم

یک دمم فاضل و استاد کند

یک دمی طفل دبستان کندم

یک دمی سنگ زند بشکندم

یک دمی شاه درستان کندم

یک دمم چشمه خورشید کند

یک دمی جمله شبستان کندم

دامنش را بگرفتم به دو دست

تا ببینم که چه دستان کندم

دردی درد خوشش را قدحم

گرچه او ساقی مستان کندم

زان ستانم شکر او شب و روز

تا لقب هم شکرستان کندم

۷ بیت۳ بازدید

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها