ناهید
جلال الدین محمد مولوی

بیا بوسه به چند است از آن لعل مثمن

غزل شمارهٔ ۱۸۸۸

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

بیا بوسه به چند است از آن لعل مثمن

اگر بوسه به جانی است فریضه است خریدن

چو آن بوسه پاک است نه اندرخور خاک است

شوم جان مجرد برون آیم از این تن

مرا بحر صفا گفت که کامی نرسد مفت

گر آن گوهر با توست صدف را هله بشکن

پی بوسه گل را که فر بخشد مل را

جهانی است زبان‌ها برون کرده چو سوسن

غلط گر همه شاهید چو مریخ و چو ماهید

هلا بوسه مخواهید از آن دلبر توسن

درآ ای مه آفاق که روزن بگشادم

شبی بر رخ من تاب لبی بر لب من زن

دَرِ گفت فروبند و گشا روزن دل را

ز مه بوسه نیابید مگر از ره روزن

۷ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها