ناهید
جلال الدین محمد مولوی

ای دوست عتاب را رها کن

غزل شمارهٔ ۱۹۲۸

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

ای دوست عتاب را رها کن

تدبیر دوای درد ما کن

ای دوست جدا مشو تو از ما

ما را ز بلا و غم جدا کن

اندیشه چو دزد در دل افتاد

مستم کن و دزد را فنا کن

شادی ز میان غم برانگیز

در عالم بی‌وفا وفا کن

۴ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها