ناهید
جلال الدین محمد مولوی

نعیم تو نه از آن است که سیر گردد جان

غزل شمارهٔ ۲۰۸۱

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

نعیم تو نه از آن است که سیر گردد جان

مرا به خوان تو باید هزار حلق و دهان

بیا که آب حیاتی و بنده مستسقی

نه بنده راست ملالت نه لطف راست کران

بیا که بحر معلق توی و من ماهی

میان بحرم و این بحر را کی دید میان

ز بحر توست یکی قطره آب خاک آلود

که جان شده‌ست به پیش جماعتی بی‌جان

بیا بیا که توی آفتاب و من ذره

به پیش شعله رویت چو ذره چرخ زنان

۵ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها