ناهید
جلال الدین محمد مولوی

یک قوصره پر دارم ز سخن

غزل شمارهٔ ۲۰۹۴

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

یک قوصره پر دارم ز سخن

جان می‌شنود تو گوش مکن

دربند خودی زین سیر شدی

گیری سر خود ای بی‌سر و بن

چون مستمعان جمله بروند

گویم غم نو با یار کهن

کی سیر شود ماهی ز تری

یا تشنه حق از علم لدن

گر سیر شدند این مستمعان

جان می‌شنود از قرط اذن

۵ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها