ناهید
جلال الدین محمد مولوی

آن وعده که کرده‌ای مرا کو

غزل شمارهٔ ۲۱۹۴

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

آن وعده که کرده‌ای مرا کو

این جا منم و تو وانما کو

با جمله پلاس خوش نباشد

آن عهد پلاس را وفا کو

لب بسته چو بوبک ربابی

آن داد و گشاد و آن عطا کو

ای وعده تو چو صبح صادق

آن شمع و چراغ و آن ضیا کو

تا چند ز ناسزا و دشنام

آن دلداری و آن سزا کو

خیزید به سوی من کشیدش

ای طایفه یاری شما کو

ای سنگ دلان جواب گویید

کان کان عقیق و کیمیا کو

یا سحر نمود و چشم ما بست

آن ساحر و آن گره گشا کو

یا پر بگشاد و در هوا رفت

ای مرغ ضمیر آن هوا کو

والله که نرفت و رفتنی نیست

ماییم ز خویش رفته ما کو

ماکو به همان طرف که انداخت

ای در کف صنع ما چو ماکو

هین مشک سخن بنه به جو رو

می‌خواندت آب کان سقا کو

۱۲ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها