ناهید
جلال الدین محمد مولوی

ای برادر عاشقی را درد باید درد کو

غزل شمارهٔ ۲۲۰۶

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

ای برادر عاشقی را درد باید درد کو

صابری و صادقی را مرد باید مرد کو

چند از این ذکر فسرده چند از این فکر زمن

نعره‌های آتشین و چهره‌های زرد کو

کیمیا و زر نمی‌جویم مس قابل کجاست

گرم رو را خود کی یابد نیم گرمی سرد کو

۳ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها