ناهید
جلال الدین محمد مولوی

چشم بگشا جان‌ها بین از بدن بگریخته

غزل شمارهٔ ۲۳۶۹

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

چشم بگشا جان‌ها بین از بدن بگریخته

جان قفس را درشکسته دل ز تن بگریخته

صد هزاران عقل‌ها بین جان‌ها پرداخته

صد هزاران خویشتن بی‌خویشتن بگریخته

گر گریزد صد هزاران جان و دل من فارغم

چون درآمد مست و خندان آن ز من بگریخته

صد هزاران تشنه ز استسقا بگفته ترک جان

صد هزاران بلبل آن سو از چمن بگریخته

۴ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها