ناهید
جلال الدین محمد مولوی

ما گوش شماییم شما تن زده تا کی

غزل شمارهٔ ۲۶۲۳

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

ما گوش شماییم شما تن زده تا کی

ما مست و خراباتی و بیخود شده تا کی

ما سوخته حالان و شما سیر و ملولان

آخر بنگویید که این قاعده تا کی

دل زیر و زبر گشت مها چند زنی طشت

مجلس همه شوریده بتا عربده تا کی

دی عقل درافتاد و به کف کرده عصایی

در حلقه رندان شده کاین مفسده تا کی

چون ساقی ما ریخت بر او جام شرابی

بشکست در صومعه کاین معبده تا کی

تسبیح بینداخت و ز سالوس بپرداخت

کاین نوبت شادی است غم بیهده تا کی

آن‌ها که خموشند به مستی مزه نوشند

ای در سخن بی‌مزه گرم آمده تا کی

۷ بیت۱ بازدید

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها