ناهید
جلال الدین محمد مولوی

آخر گل و خار را بدیدی

غزل شمارهٔ ۲۷۴۵

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

آخر گل و خار را بدیدی

روز و شب تار را بدیدی

بس نقش و نگار درشکستی

تا نقش و نگار را بدیدی

از عالم خاک برگذشتی

و آن گرد و غبار را بدیدی

می‌خند چو گل در این گلستان

کان جان بهار را بدیدی

بی کار شدی ز کار عالم

چون حاصل کار را بدیدی

چون باده ساقی اندرآمیز

چون رنج خمار را بدیدی

۶ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها