ناهید
جلال الدین محمد مولوی

در میان جان نشین کامروز جان دیگری

غزل شمارهٔ ۲۸۰۰

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

در میان جان نشین کامروز جان دیگری

کاین جهان خیره است در تو کز جهان دیگری

خوش خرام ای سرو جان کامروز جان دیگری

خوش بخند ای گلستان کز گلستان دیگری

آب خلقان رفت جمله در هوای آب و نان

یوسفا در قحط عالم آب و نان دیگری

تو جهان زندگی و این جهان بندگی

تو ز شاه شه نشان والله نشان دیگری

۴ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها