دفتر شعر
۶۲۲ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۳۰۶
رَسَد به دولتِ وصلِ تو کارِ من به اصول
غزل شمارهٔ ۳۰۷
هر کو شنید گفتا «لِلّهِ دَرُّ قائل»
غزل شمارهٔ ۳۰۸
سَلسَبیلت کرده جان و دل سَبیل
غزل شمارهٔ ۳۰۹
مجلسِ اُنس و حریفِ همدم و شُربِ مدام
غزل شمارهٔ ۳۱۰
خیرِ مقدم چه خبر؟ دوست کجا؟ راه کدام؟
غزل شمارهٔ ۳۱۱
وز خدا دولتِ این غم به دعا خواستهام
غزل شمارهٔ ۳۱۲
لِلّهِ حمدُ مُعتَرِفٍ غایةَ النِّعَم
غزل شمارهٔ ۳۱۳
مشتاقِ بندگیّ و دعاگویِ دولتم
غزل شمارهٔ ۳۱۴
لیکن از لطفِ لبت صورتِ جان میبستم
غزل شمارهٔ ۳۱۵
بیا بگو که ز عشقت چه طَرْف بَربَستَم
غزل شمارهٔ ۳۱۶
ناز بُنیاد مَکُن تا نَکَنی بُنیادَم
غزل شمارهٔ ۳۱۷
بندهٔ عشقم و از هر دو جهان آزادم
غزل شمارهٔ ۳۱۸
تو را میبینم و میلم زیادَت میشود هر دَم
غزل شمارهٔ ۳۱۹
تا به فتویّ خِرَد حرص به زندان کردم
غزل شمارهٔ ۳۲۰
نقشی به یادِ خَطِّ تو بر آب میزدم
غزل شمارهٔ ۳۲۱
هر گَه که یادِ رویِ تو کردم جوان شدم
غزل شمارهٔ ۳۲۲
به صورتِ تو نگاری ندیدم و نشنیدم
غزل شمارهٔ ۳۲۳
که از بالابلندان شرمسارم
غزل شمارهٔ ۳۲۴
همچُنان چشمِ گشاد از کَرَمَش میدارم
غزل شمارهٔ ۳۲۵
بر لوحِ بَصَر خطِّ غباری بنگارم
غزل شمارهٔ ۳۲۶
کز سر زلف و رخش، نعل در آتش دارم
غزل شمارهٔ ۳۲۷
هوادارانِ کویش را چو جانِ خویشتن دارم
غزل شمارهٔ ۳۲۸
لطفها میکنی ای خاکِ دَرَت، تاجِ سرم
غزل شمارهٔ ۳۲۹
یعنی غلامِ شاهم و سوگند میخورم