دفتر شعر
۶۲۲ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۳۳۰
تبسمی کن و جان بین که چون همیسِپرَم
غزل شمارهٔ ۳۳۱
وگر تیرم زَنَد منّت پذیرم
غزل شمارهٔ ۳۳۲
که پیشِ چشمِ بیمارت بمیرم
غزل شمارهٔ ۳۳۳
به مویههایِ غریبانه، قِصه پردازم
غزل شمارهٔ ۳۳۴
چون گوی چه سرها که به چوگانِ تو بازم
غزل شمارهٔ ۳۳۵
حاصلِ خرقه و سجاده، روان دربازم
غزل شمارهٔ ۳۳۶
طایرِ قُدسم و از دامِ جهان برخیزم
غزل شمارهٔ ۳۳۷
چرا نه خاکِ سرِ کویِ یارِ خود باشم
غزل شمارهٔ ۳۳۸
مَدهوشِ چَشمِ مست و مِیِ صافِ بیغَشَم
غزل شمارهٔ ۳۳۹
دل از پِیِ نظر آید به سویِ روزنِ چَشم
غزل شمارهٔ ۳۴۰
مُهر بر لب زده، خون میخورم و خاموشم
غزل شمارهٔ ۳۴۱
شیوهٔ مستی و رندی نَرَوَد از پیشم
غزل شمارهٔ ۳۴۲
خوشا دَمی که از آن چهره پرده برفکنم
غزل شمارهٔ ۳۴۳
کز چاکرانِ پیرِ مُغان کمترین منم
غزل شمارهٔ ۳۴۴
دستِ شفاعت هر زمان در نیک نامی میزنم
غزل شمارهٔ ۳۴۵
زلفِ سنبل چه کشَم عارضِ سوسن چه کنم؟
غزل شمارهٔ ۳۴۶
محتسب داند که من این کارها کمتر کنم
غزل شمارهٔ ۳۴۷
تا به کِی در غمِ تو نالهٔ شبگیر کنم؟
غزل شمارهٔ ۳۴۸
وَاندر این کار، دلِ خویش به دریا فِکَنَم
غزل شمارهٔ ۳۴۹
گفت کو زنجیر؟ تا تدبیرِ این مجنون کُنَم
غزل شمارهٔ ۳۵۰
بهارِ توبهشکن میرسد چه چاره کُنم؟
غزل شمارهٔ ۳۵۱
من لافِ عقل میزنم، این کار کِی کنم
غزل شمارهٔ ۳۵۲
در لباسِ فقر کارِ اهلِ دولت میکنم
غزل شمارهٔ ۳۵۳
صد بار توبه کردم و دیگر نمیکنم