دفتر شعر
۶۲۲ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۳۵۴
بیا کز چَشمِ بیمارت هزاران دَرد برچینم
غزل شمارهٔ ۳۵۵
که کشم رَخت به میخانه و خوش بنشینم
غزل شمارهٔ ۳۵۶
ز جامِ وصل مِی نوشم، ز باغِ عیش گل چینم
غزل شمارهٔ ۳۵۷
این عجب بین که چه نوری ز کجا میبینم
غزل شمارهٔ ۳۵۸
دَواش جز مِیِ چون ارغوان نمیبینم
غزل شمارهٔ ۳۵۹
راحتِ جان طلبم و از پِیِ جانان بروم
غزل شمارهٔ ۳۶۰
دگر آنجا که رَوَم عاقل و فرزانه رَوَم
غزل شمارهٔ ۳۶۱
خاک میبوسم و عُذرِ قَدَمَش میخواهم
غزل شمارهٔ ۳۶۲
از بَخت شُکر دارم و از روزگار هم
غزل شمارهٔ ۳۶۳
دل فدایِ او شد و جان نیز هم
غزل شمارهٔ ۳۶۴
همرازِ عشق و همنفسِ جامِ بادهایم
غزل شمارهٔ ۳۶۵
روی و ریایِ خَلق به یک سو نهادهایم
غزل شمارهٔ ۳۶۶
از بد حادثه این جا به پناه آمدهایم
غزل شمارهٔ ۳۶۷
که حرام است مِی آن جا که نه یار است ندیم
غزل شمارهٔ ۳۶۸
به رَهِ دوست نشینیم و مُرادی طلبیم
غزل شمارهٔ ۳۶۹
خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم
غزل شمارهٔ ۳۷۰
به دورِ نرگسِ مستت سلامت را دعا گفتیم
غزل شمارهٔ ۳۷۱
محصول دعا در ره جانانه نهادیم
غزل شمارهٔ ۳۷۲
کز بهر جرعهای همه محتاج این دریم
غزل شمارهٔ ۳۷۳
شطح و طامات به بازار خرافات بریم
غزل شمارهٔ ۳۷۴
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
غزل شمارهٔ ۳۷۵
وین نقش زرق را خط بطلان به سر کشیم
غزل شمارهٔ ۳۷۶
سخن اهل دل است این و به جان بنیوشیم
غزل شمارهٔ ۳۷۷
غم هجران تو را چاره ز جایی بکنیم