دفتر شعر
۶۲۲ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۳۷۸
جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم
غزل شمارهٔ ۳۷۹
که من نسیم حیات از پیاله میجویم
غزل شمارهٔ ۳۸۰
که من دلشده این ره، نه به خود میپویم
غزل شمارهٔ ۳۸۱
پادشاهان ملک صبحگهیم
غزل شمارهٔ ۳۸۲
لَب بُگُشا که میدَهَد لَعلِ لَبَت به مُرده جان
غزل شمارهٔ ۳۸۳
درمان نکردند مسکین غریبان
غزل شمارهٔ ۳۸۴
هجران بلایِ ما شد، یا رب بلا بگردان
غزل شمارهٔ ۳۸۵
وان سهی سروِ خرامان به چمن باز رسان
غزل شمارهٔ ۳۸۶
رخ از رندان بیسامان مپوشان
غزل شمارهٔ ۳۸۷
که به مژگان شکند قلب همه صفشکنان
غزل شمارهٔ ۳۸۸
به شادی رخِ گل بیخ غم ز دل بر کن
غزل شمارهٔ ۳۸۹
کنم چاک از گریبان تا به دامن
غزل شمارهٔ ۳۹۰
مقدمش یا رب مبارک باد بر سرو و سمن
غزل شمارهٔ ۳۹۱
تا ببینم که سرانجام چه خواهد بودن
غزل شمارهٔ ۳۹۲
در کوی او گدایی، بر خسروی گزیدن
غزل شمارهٔ ۳۹۳
منم که دیده نیالودهام به بد دیدن
غزل شمارهٔ ۳۹۴
خال و خط تو مرکز حُسن و مدار حُسن
غزل شمارهٔ ۳۹۵
یعنی که رُخ بپوش و جهانی، خراب کُن
غزل شمارهٔ ۳۹۶
دور فلک درنگ ندارد شتاب کن
غزل شمارهٔ ۳۹۷
هوای مجلس روحانیان معطر کن
غزل شمارهٔ ۳۹۸
چون ساغرت پُر است بنوشان و نوش کن
غزل شمارهٔ ۳۹۹
به غمزه رونق و ناموس سامری بشکن
غزل شمارهٔ ۴۰۰
کوتاه کرد قصّهٔ زُهْدِ درازِ من
غزل شمارهٔ ۴۰۱
ور بگویم دل بگردان رو بگرداند ز من