دفتر شعر
۶۲۲ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۴۰۲
عقل و جان را بستهٔ زنجیرِ آن گیسو ببین
غزل شمارهٔ ۴۰۳
خلاف مذهب آنان جمال اینان بین
غزل شمارهٔ ۴۰۴
بر در میکده میکن گذری بهتر از این
غزل شمارهٔ ۴۰۵
که نیست در سر من جز هوای خدمت او
غزل شمارهٔ ۴۰۶
از ماهِ ابروانِ مَنت شرم باد رو
غزل شمارهٔ ۴۰۷
یادم از کِشتهٔ خویش آمد و هنگامِ درو
غزل شمارهٔ ۴۰۸
مشک سیاه مجمره گردان خال تو
غزل شمارهٔ ۴۰۹
خورشید سایهپرور طرف کلاه تو
غزل شمارهٔ ۴۱۰
زینتِ تاج و نگین از گوهرِ والای تو
غزل شمارهٔ ۴۱۱
پردهٔ غنچه میدرد خندهٔ دلگشای تو
غزل شمارهٔ ۴۱۲
جهان بس فتنه خواهد دید از آن چشم و از آن ابرو
غزل شمارهٔ ۴۱۳
خوش حلقهایست لیک به دَر نیست راه از او
غزل شمارهٔ ۴۱۴
باد بهار میوزد بادهٔ خوشگوار کو؟
غزل شمارهٔ ۴۱۵
احوال گل به بلبل دستانسرا بگو
غزل شمارهٔ ۴۱۶
که در هوای تو برخاست بامداد پگاه
غزل شمارهٔ ۴۱۷
کارم به کام است، الحمدلله
غزل شمارهٔ ۴۱۸
گردن نهادیم الحکمُ لِلّه
غزل شمارهٔ ۴۱۹
خداوندا مرا آن ده که آن به
غزل شمارهٔ ۴۲۰
مست از خانه برون تاختهای، یعنی چه؟
غزل شمارهٔ ۴۲۱
نشسته پیر و صلایی به شیخ و شاب زده
غزل شمارهٔ ۴۲۲
فرصتت باد که دیوانهنواز آمدهای
غزل شمارهٔ ۴۲۳
خرقه تر دامن و سجّاده شرابآلوده
غزل شمارهٔ ۴۲۴
آرام جان و مونس قلب رمیدهای
غزل شمارهٔ ۴۲۵
صد ماهرو ز رشکش جَیب قصب دریده