دفتر شعر
۶۲۲ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۴۶۹
فدای خاک در دوست باد جان گرامی
غزل شمارهٔ ۴۷۱
کجاست پیک صبا گر همی کند کرمی؟
غزل شمارهٔ ۴۷۶
گذر به کوی فلان کن، در آن زمان که تو دانی
غزل شمارهٔ ۴۸۶
میخوانْد دوش، درسِ مقاماتِ معنوی
غزل شمارهٔ ۴۸۷
تا راهرو نباشی کی راهبر شوی؟
غزل شمارهٔ ۴۹۳
دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی
غزل شمارهٔ ۴۹۵
این گفت سَحرگَه گُل، «بلبل تو چه میگویی؟»
غزل شمارهٔ ۱
که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکلها
غزل شمارهٔ ۲
ببین تفاوتِ رَه کز کجاست تا به کجا
غزل شمارهٔ ۳
به خال هِندویَش بَخشَم سَمَرقند و بُخارا را
غزل شمارهٔ ۴
که سَر به کوه و بیابان تو دادهای ما را
غزل شمارهٔ ۵
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
غزل شمارهٔ ۶
که به شُکرِ پادشاهی، زِ نظر مَران گدا را
غزل شمارهٔ ۷
تا بِنگَری صَفایِ مِیِ لَعلفام را
غزل شمارهٔ ۸
خاک بر سر کن غمِ ایّام را
غزل شمارهٔ ۹
میرسد مژدهٔ گل بلبل خوشالحان را
غزل شمارهٔ ۱۰
چیست یارانِ طریقت بعد از این تدبیرِ ما؟
غزل شمارهٔ ۱۱
مطرب بگو که کارِ جهان شُد به کامِ ما
غزل شمارهٔ ۱۲
آبِروی خوبی از چاه زَنَخدان شما
غزل شمارهٔ ۱۳
الصَبوح الصَبوح یا اصحاب
غزل شمارهٔ ۱۴
گفت در دنبالِ دل، رَه گُم کُنَد مسکین غریب
غزل شمارهٔ ۱۵
وی مرغ بهشتی، که دهد دانه و آبت؟
غزل شمارهٔ ۱۶
به قصد جانِ منِ زارِ ناتوان انداخت
غزل شمارهٔ ۱۷
آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت