دفتر شعر
۶۲۲ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۱۸
وان مَواعید که کردی مَرَوَد از یادت
غزل شمارهٔ ۱۹
منزلِ آن مَهِ عاشقکُشِ عَیّار کجاست؟
غزل شمارهٔ ۲۰
می ز خُمخانه بهجوش آمد و می باید خواست
غزل شمارهٔ ۲۱
گفت با ما منشین، کز تو سلامت برخاست
غزل شمارهٔ ۲۲
سخنشناس نهای، جان من! خطا این جاست
غزل شمارهٔ ۲۳
نسیمِ مویِ تو، پیوندِ جانِ آگهِ ماست
غزل شمارهٔ ۲۴
که به پیمانهکشی شهره شدم روز الست
غزل شمارهٔ ۲۵
صَلایِ سرخوشی، ای صوفیانِ باده پرست
غزل شمارهٔ ۲۶
پیرهنچاک و غزلخوان و صُراحی در دست
غزل شمارهٔ ۲۷
مست از می و میخواران از نرگسِ مستش مست
غزل شمارهٔ ۲۸
که مونسِ دمِ صبحم، دعایِ دولتِ توست
غزل شمارهٔ ۲۹
خُم گو سر خود گیر، که خُمخانه خراب است
غزل شمارهٔ ۳۰
راه هزار چارهگر از چارسو ببست
غزل شمارهٔ ۳۱
یا رب این تأثیرِ دولت در کدامین کوکب است؟
غزل شمارهٔ ۳۲
گشادِ کارِ من اندر کرشمههایِ تو بست
غزل شمارهٔ ۳۳
چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است
غزل شمارهٔ ۳۴
کَرَم نما و فرود آ که خانه، خانهٔ توست
غزل شمارهٔ ۳۵
مرا فِتاد دل از ره، تو را چه اُفتادست؟
غزل شمارهٔ ۳۶
دلِ سودازده از غُصه دو نیم افتادست
غزل شمارهٔ ۳۷
بیار باده که بنیادِ عمر بر بادست
غزل شمارهٔ ۳۸
وز عمر، مرا جز شبِ دیجور نماندست
غزل شمارهٔ ۳۹
شمشادِ خانهپرورِ ما از که کمتر است؟
غزل شمارهٔ ۴۰
زان رو که مرا بر در او، رویِ نیاز است
غزل شمارهٔ ۴۱
به بانگِ چَنگ مخور مِی که مُحتَسِب تیز است