دفتر شعر
۶۲۲ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۴۲
خبرِ دل شِنُفتَنَم، هوس است
غزل شمارهٔ ۴۳
وقتِ گل خوش باد کز وی وقتِ میخواران خوش است
غزل شمارهٔ ۴۴
به صد هزار زبان، بلبلش در اوصاف است
غزل شمارهٔ ۴۵
صُراحیِ مِیِ ناب و سَفینهٔ غزل است
غزل شمارهٔ ۴۶
سلطانِ جهانم به چُنین روز، غلام است
غزل شمارهٔ ۴۷
دری دگر زدن اندیشهٔ تَبَه دانست
غزل شمارهٔ ۴۸
گوهرِ هر کس از این لعل، توانی دانست
غزل شمارهٔ ۴۹
مایهٔ مُحتشمی، خدمتِ درویشان است
غزل شمارهٔ ۵۰
بکُش به غمزه که اینَش سزایِ خویشتن است
غزل شمارهٔ ۵۱
وَز پیِ دیدنِ او، دادنِ جان، کارِ من است
غزل شمارهٔ ۵۲
غَمِ این کار، نِشاطِ دِلِ غَمْگینِ من است
غزل شمارهٔ ۵۳
دعایِ پیرِ مُغان، وِرْدِ صُبْحگاهِ من است
غزل شمارهٔ ۵۴
ببین که در طلبت حالِ مَردُمان چون است
غزل شمارهٔ ۵۵
ز کارستانِ او یک شمه این است
غزل شمارهٔ ۵۶
دیده آیینهدارِ طلعت اوست
غزل شمارهٔ ۵۷
چَشْمِ مِیگون، لبِ خَندان، دِلِ خُرَّم با اوست
غزل شمارهٔ ۵۸
که هر چه بر سرِ ما میرود ارادتِ اوست
غزل شمارهٔ ۵۹
کردم جنایتی و امیدم به عفو اوست
غزل شمارهٔ ۶۰
آورد حِرزِ جان ز خطِ مُشکبارِ دوست
غزل شمارهٔ ۶۱
بیار نَفحِهای از گیسوی مُعَنبَر دوست
غزل شمارهٔ ۶۲
تا کُنم جان از سرِ رغبت فدای نامِ دوست
غزل شمارهٔ ۶۳
در غنچهای هنوز و صدت عندلیب هست
غزل شمارهٔ ۶۴
زبان خموش، ولیکن دهان پُر از عربیست
غزل شمارهٔ ۶۵
ساقی کجاست؟ گو سببِ انتظار چیست؟