دفتر شعر
۶۲۲ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۶۶
که ما دو عاشق زاریم و کارِ ما زاریست
غزل شمارهٔ ۶۷
جانِ ما سوخت، بپرسید که جانانهٔ کیست؟
غزل شمارهٔ ۶۸
حالِ هجران تو چه دانی که چه مشکل حالیست؟
غزل شمارهٔ ۶۹
در رهگذرِ کیست که دامی ز بلا نیست
غزل شمارهٔ ۷۰
دل سرگشتهٔ ما غیرِ تو را ذاکر نیست
غزل شمارهٔ ۷۱
دَر حَقِ ما، هَرچِه گوید، جایِ هیچ اِکْراه نیست
غزل شمارهٔ ۷۲
آنجا جُز آنکه جان بِسِپارَنْد، چارِه نیست
غزل شمارهٔ ۷۳
مِنَّت خاکِ درت بر بصری نیست که نیست
غزل شمارهٔ ۷۴
باده پیش آر که اسبابِ جهان این همه نیست
غزل شمارهٔ ۷۵
تابِ آن زلفِ پریشانِ تو، بیچیزی نیست
غزل شمارهٔ ۷۶
سَرِ مَرا بهجُز این دَر، حَوالِهگاهی نیست
غزل شمارهٔ ۷۷
و اندر آن بَرْگ و نَوا، خوش نالههایِ زار داشت
غزل شمارهٔ ۷۸
بِشْکَسْت عَهْد، وَز غَمِ ما، هیچ غَم نَداشت
غزل شمارهٔ ۷۹
مَن و شَرابِ فَرَحبَخْش و یارِ حورسِرِشْت
غزل شمارهٔ ۸۰
که گناهِ دِگَران بَر تو نخواهند نوشت
غزل شمارهٔ ۸۱
ناز کم کن که در این باغ بسی چون تو شکفت
غزل شمارهٔ ۸۲
آیا چه خطا دید که اَز راهِ خطا رَفت؟
غزل شمارهٔ ۸۳
ور ز هندویِ شما بر ما جفایی رفت رفت
غزل شمارهٔ ۸۴
دَردِه قدح که موسمِ ناموس و نام رفت
غزل شمارهٔ ۸۵
رویِ مَه پیکرِ او سیر ندیدیم و برفت
غزل شمارهٔ ۸۶
کارِ چراغ خلوتیان باز درگرفت
غزل شمارهٔ ۸۷
آری، به اتفاق، جهان میتوان گرفت
غزل شمارهٔ ۸۸
«فِراق یار، نه آن میکند که بتوان گفت»
غزل شمارهٔ ۸۹
بازآید و بِرهانَدَم از بندِ مَلامت