دفتر شعر
۸۸۸ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۲۴۱
که سوی حضرت شاهم همیشه راه بود
شمارهٔ ۲۴۲
که بدانش چو تو نشان ندهند
شمارهٔ ۲۴۳
گفتم ای گوژ پشت جامه کبود
شمارهٔ ۲۴۴
ز جمع بزرگان کسی میرساند
شمارهٔ ۲۴۵
گرت دست بخشش بجان میرسد
شمارهٔ ۲۴۶
از خط و شعر ترا هیچ گره بگشاید
شمارهٔ ۲۴۷
سلام من که رساندم پیام من که برد
شمارهٔ ۲۴۸
سیف دین ای ز وجود تو هنرها موجود
شمارهٔ ۲۴۹
خیال خود شب دوشین مرا بخواب نمود
شمارهٔ ۲۵۰
در سرای سپنج خواهی بود
شمارهٔ ۲۵۱
راز میگفتند گوشم میشنید
شمارهٔ ۲۵۲
هر دم نسیم باد بهاری بمن رسد
شمارهٔ ۲۵۳
با خلایق که کم و بیش ثنائی ارزد
شمارهٔ ۲۵۴
گرش جفا کنی از کارهای هرزه بود
شمارهٔ ۲۵۵
تا ز آب آتش نخواهد هیچ وقتی دید داد
شمارهٔ ۲۵۶
که تو میدهی چیز و او میستاند
شمارهٔ ۲۵۷
آن دمش گر ادب نیاری کرد
شمارهٔ ۲۵۸
یکدمت بی صداع نگذارند
شمارهٔ ۲۵۹
همه بیگانگانش خویش گردند
شمارهٔ ۲۶۰
کرم به لاف ز عهد گذشته وا گویند
شمارهٔ ۲۶۱
زینهوس تو هلاک خواهی شد
شمارهٔ ۲۶۲
که خس را بر سر اوج آسمان برد
شمارهٔ ۲۶۳
کز قدر پای بر سر افلاک سوده اند
شمارهٔ ۲۶۴
جمال دولت و دین صاحب کریم نژاد