دفتر شعر
۸۸۸ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۲۶۵
توئی که چون تو جوانمرد چرخ پیر ندید
شمارهٔ ۲۶۶
نه بدان پایه که بر صدر بزرگیش برند
شمارهٔ ۲۶۷
که دوستان حق صحبت نگاه داشته اند
شمارهٔ ۲۶۸
او بمیزان من چه می سنجد
شمارهٔ ۲۶۹
کز خرابی عقل آبادند
شمارهٔ ۲۷۰
زیرا که گران باشد و تن گرم ندارد
شمارهٔ ۲۷۱
نمودی در ضیافتخانه جود
شمارهٔ ۲۷۲
توئی که ابر کفت لؤلؤ خوشاب دهد
شمارهٔ ۲۷۳
که ای بیدار دل پیر مجرد
شمارهٔ ۲۷۴
هستند بر سه قسم که این کار میکنند
شمارهٔ ۲۷۵
هر دم از پرده برون نقش دگر گون آرد
شمارهٔ ۲۷۶
تا قیامت بر مراد دوستان فرخنده باد
شمارهٔ ۲۷۷
هر چه خواهد دلت آن نیست که حاصل نشود
شمارهٔ ۲۷۸
دمها زدند و کوره تزویر تافتند
شمارهٔ ۲۷۹
هزار طعنه دشمن به نیم جو نخرند
شمارهٔ ۲۸۰
زمانه زاتش هجران کبابتر نکند
شمارهٔ ۲۸۱
گله از گردش زمانه کند
شمارهٔ ۲۸۲
که ز هسیتش نیست خواهم شد
شمارهٔ ۲۸۳
روزی سه هزار تیز میداد
شمارهٔ ۲۸۴
هیچ دانی که چون همی گذرد
شمارهٔ ۲۸۵
نظر بدوزد و بهر طمع زبون نشود
شمارهٔ ۲۸۶
رگ جان تدبیرها بگسلد
شمارهٔ ۲۸۷
با خرد صحبت اتفاق افتاد
شمارهٔ ۲۸۸
منه چندان که چندانی نیرزد