دفتر شعر
۸۸۸ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۲۸۹
که یکی ز آنهمه بر خوان پدر کاسه ندید
شمارهٔ ۲۹۰
آنقدر عمری که دارد مردم آزادمرد
شمارهٔ ۲۹۱
بار غم از تنگدستی میکشد
شمارهٔ ۲۹۲
حال من بنده کماهی بیقین میداند
شمارهٔ ۲۹۳
و اندرو وجه معاشی بنظامت باشد
شمارهٔ ۲۹۴
بیش از آن و پیش ازین واصل نمیگردد بجهد
شمارهٔ ۲۹۵
مرا چو دید که جز میل انزوا نبود
شمارهٔ ۲۹۶
که باد سایه عالیش تا ابد ممدود
شمارهٔ ۲۹۷
آزادگان چو سوسن و چون سرو بوده اند
شمارهٔ ۲۹۸
هیچ پروای قیل و قال نبود
شمارهٔ ۲۹۹
توئیکه چون تو پسر مادر زمانه نزاد
شمارهٔ ۳۰۰
زمانه بین بدل هر یکی چگونه نهاد
شمارهٔ ۳۰۱
تا نپنداری که کس از زمره فرسی نشاند
شمارهٔ ۳۰۲
رایض عقلم بزیر زین همت رام کرد
شمارهٔ ۳۰۳
چند روزی چو عهد گل باشد
شمارهٔ ۳۰۴
بدانخیال که در خاطرم مصور شد
شمارهٔ ۳۰۵
شاه سیارگان غلام تو باد
شمارهٔ ۳۰۶
کز کائنات حضرت عالیت را گزید
شمارهٔ ۳۰۷
از جهانت گزید و شاهی داد
شمارهٔ ۳۰۸
دری گشاید و مردم از آن رسد بمراد
شمارهٔ ۳۰۹
از علامات بخردی باشد
شمارهٔ ۳۱۰
بصد قران چو تو فرزند نامور نارد
شمارهٔ ۳۱۱
گر روم سوی بحر بر گردد
شمارهٔ ۳۱۲
با وی اولاد زمان بی سببی بد باشند