دفتر شعر
۸۸۸ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۳۱۳
هر آنکه عادت بد با گلش سرشته شود
شمارهٔ ۳۱۴
خلق را دیدم که مالش را بغارت میبرند
شمارهٔ ۳۱۵
که بسی دوست نما دشمن بد خواه بود
شمارهٔ ۳۱۶
بتخصیصی ز تو بیگانه گردد
شمارهٔ ۳۱۷
بر وزیر شهنشان فرخنده و پیروز باد
شمارهٔ ۳۱۸
او ازو نی چشاند و نه چشد
شمارهٔ ۳۱۹
که شاخ گل چو تهی گشت بارور گردد
شمارهٔ ۳۲۰
ز شکر سخن خوش اداش چینه بود
شمارهٔ ۳۲۱
ز بار معصیت خود چو بید میلرزد
شمارهٔ ۳۲۲
که خدا این و آنش می ندهد
شمارهٔ ۳۲۳
تا دلم را ببلای چو شبی نسپارد
شمارهٔ ۳۲۴
بهره بجز نوایب و حرمان نمیرسد
شمارهٔ ۳۲۵
عرضه دارم گر ز راه مکرمت اصغا کند
شمارهٔ ۳۲۶
چه آسایش جان بمن میرسد
شمارهٔ ۳۲۷
میان خلایق سروشی کند
شمارهٔ ۳۲۸
فضل حق زود دستگیر شود
شمارهٔ ۳۲۹
هر که اندر عالم هستی بود
شمارهٔ ۳۳۰
گو همی باشید و بادا بر زیاد
شمارهٔ ۳۳۱
در کینه کهنهای میزنند
شمارهٔ ۳۳۲
هر لحظه بیگناه عذابی دگر کند
شمارهٔ ۳۳۳
بگمان هنر و فضل مشوش دارد
شمارهٔ ۳۳۴
بستان منگر گرانی سود
شمارهٔ ۳۳۵
که بر لطافت طبعش وثوق من باشد
شمارهٔ ۳۳۶
که همچو روغن از آب از شراب بگریزد