دفتر شعر
۸۸۸ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۳۳۷
کس از تو و بر تو ز کس آزار نباشد
شمارهٔ ۳۳۸
از رنج نیاز وا رهاند
شمارهٔ ۳۳۹
از بهر چشم زخم بهر جا بگو سپند
شمارهٔ ۳۴۰
خدمت دیگرانت باید کرد
شمارهٔ ۳۴۱
ز عیب خویش نباید که بیخبر باشد
شمارهٔ ۳۴۲
یاری که توانیم همه عمر بهم بود
شمارهٔ ۳۴۳
دشمنان را همیشه بنوازد
شمارهٔ ۳۴۴
من ز اخلاص کم نخواهم کرد
شمارهٔ ۳۴۵
بسر ز آنسان که میباید نگردد
شمارهٔ ۳۴۶
کان را که بسی بینند هجرش ز خدا خواهند
شمارهٔ ۳۴۷
آورد فعلت از عدم بوجود
شمارهٔ ۳۴۸
از حیات و موتشان هرگز نه غمگینم نه شاد
شمارهٔ ۳۴۹
که یکزمان نتوانم گزیر ازایشان کرد
شمارهٔ ۳۵۰
ببرد با خود از اینجا چو رود سوزی چند
شمارهٔ ۳۵۱
سخن را بدانش اساسی کند
شمارهٔ ۳۵۲
بگوید که این نکته میدار یاد
شمارهٔ ۳۵۳
که او چون تو عاشق فراوان کشد
شمارهٔ ۳۵۴
عزت خویشتن نگهدارد
شمارهٔ ۳۵۵
عجب ار فکر او خطا نبود
شمارهٔ ۳۵۶
توئیکه چون تو جوانبخت چرخ پیر ندید
شمارهٔ ۳۵۷
که ایشان چون تو حق را بندگانند
شمارهٔ ۳۵۸
همچو شطرنج باز پندارد
شمارهٔ ۳۵۹
مر او را از ندامت میشمارد
شمارهٔ ۳۶۰
تا همه عمر وجودش به سلامت باشد