دفتر شعر
۸۸۸ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۳۶۱
اگر تو طعنه زنی بیهنر نخواهم شد
شمارهٔ ۳۶۲
که رستگاری آزادگان بود ز نبید
شمارهٔ ۳۶۳
چو پیش بلبل نطق اوفتد پر اندازد
شمارهٔ ۳۶۴
بنزد خواجه رسالت گذار خواهد بود
شمارهٔ ۳۶۵
زمانه را بخوشی همچو باغ رضوان کرد
شمارهٔ ۳۶۶
چو سرو بر چمن ملک سر فراز افتاد
شمارهٔ ۳۶۷
که بحال دل محنت کش ما باز رسد
شمارهٔ ۳۶۸
نه بجد و بجهد داد ستند
شمارهٔ ۳۶۹
کزو دلم همه خون گشت و دیده ام پر درد
شمارهٔ ۳۷۰
توئی که رای تو صد ملک را بیاراید
شمارهٔ ۳۷۱
هیچ نیکی ازو مدار امید
شمارهٔ ۳۷۲
که سر و سرور خودش دانند
شمارهٔ ۳۷۳
ببزرگان روزگار رسد
شمارهٔ ۳۷۴
بنگرش تا خویشتن چون میزید
شمارهٔ ۳۷۵
و او از و نی چشاند و نه چشد
شمارهٔ ۳۷۶
بگیتی ره و رسم صحبت نورزد
شمارهٔ ۳۷۷
بزرگزاده نه آنست کو درم دارد
شمارهٔ ۳۷۸
گرچه کامل شود به غربت مرد
شمارهٔ ۳۷۹
بهر غیرش سخن بجان شنوند
شمارهٔ ۳۸۰
ببد و نیک مطمئن نکند
شمارهٔ ۳۸۱
بدان تا دمی حق صحبت گذارد
شمارهٔ ۳۸۲
بیقین دان کسی نخواهد خورد
شمارهٔ ۳۸۳
کابن یمین بیدل شیدا چه میخورد
شمارهٔ ۳۸۴
آنها که راه فضل فراوان سپرده اند