دفتر شعر
۸۸۸ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۳۸۵
بمقدار خود از مروت نکاهد
شمارهٔ ۳۸۶
خواجه یوسف را ز من پیغام بر
شمارهٔ ۳۸۷
شد اینجا مشرب عشرت مکدر
شمارهٔ ۳۸۸
این تاج دار آمد و آن گشت تاجدار
شمارهٔ ۳۸۹
بر خاک آستانه سحبان روزگار
شمارهٔ ۳۹۰
در همه کار دولتت یاور
شمارهٔ ۳۹۱
جز بر سه چیز نیست در آن حالشان نظر
شمارهٔ ۳۹۲
همنشینی طلب ز خود بهتر
شمارهٔ ۳۹۳
توقع بدرگاه دو نان مبر
شمارهٔ ۳۹۴
بر در گیتی پناه خسرو عادل گذار
شمارهٔ ۳۹۵
بر قدر همتی که بدو داد کردگار
شمارهٔ ۳۹۶
گوی مراد از خم چو کان روزگار
شمارهٔ ۳۹۷
کر کسان چرخ را کرده شکار
شمارهٔ ۳۹۸
رنجه شو بگذر بدر گاه شه گردون سریر
شمارهٔ ۳۹۹
وز سر لطف یک قدم بردار
شمارهٔ ۴۰۰
شاه کسری کرد سوی پیر دهقانی گذر
شمارهٔ ۴۰۱
وز تنگنای گنبد دوار در گذر
شمارهٔ ۴۰۲
با من کبود روی سپهر سیاه کار
شمارهٔ ۴۰۳
شکوه ها میکردم از دوران این نیلی حصار
شمارهٔ ۴۰۴
چند بد مهری کنی به زین غم کارم بخور
شمارهٔ ۴۰۵
بیقیمت و کریم بود پر بها چو در
شمارهٔ ۴۰۶
قصه ئی راست میکنم تقریر
شمارهٔ ۴۰۷
چه گفتم خود از من بود شهره شهر
شمارهٔ ۴۰۸
ای منظر تو مظهر الطاف کردگار