دفتر شعر
۸۸۸ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۴۰۹
جهان و هر چه در او هست جمله بادا نگار
شمارهٔ ۴۱۰
باد نگهبان خدا در سفرش از خطر
شمارهٔ ۴۱۱
خلایقش چو حریفان مشتغل به قمار
شمارهٔ ۴۱۲
گفتمش ترک این هوس خوشتر
شمارهٔ ۴۱۳
گردند از لئام کریمان اثر پذیر
شمارهٔ ۴۱۴
ای بسا خجلت که دارد زو بهشت کردگار
شمارهٔ ۴۱۵
ببخشش که گردان بود روزگار
شمارهٔ ۴۱۶
پس روز کار خواندنش به که روزگار
شمارهٔ ۴۱۷
عرضه دارم گرچه بعضی را نیاید دلپذیر
شمارهٔ ۴۱۸
کسش اندر جهان ز جمع بشر
شمارهٔ ۴۱۹
ز جود تو جان خلایق سرور
شمارهٔ ۴۲۰
بر درگه سپهبد ما ز ندران گذر
شمارهٔ ۴۲۱
میزدم هندسه ئی در بدو در نیک امور
شمارهٔ ۴۲۲
دائمش خاطر خطیر بشعر
شمارهٔ ۴۲۳
با خلق جهان بجای می آر
شمارهٔ ۴۲۴
آن روز مبارک شمر و فال نکو گیر
شمارهٔ ۴۲۵
صورت بسان ماهی و سیرت بسان مار
شمارهٔ ۴۲۶
برنجم زین سپهر سخت پیکار
شمارهٔ ۴۲۷
که گردد مبدل غمت با سرور
شمارهٔ ۴۲۸
بدینصورت ار کرد باید سفر
شمارهٔ ۴۲۹
ز هی بخامه گهر پاشتر ز ابر مطیر
شمارهٔ ۴۳۰
مخلص الملک یونس طاهر
شمارهٔ ۴۳۱
تضرع کنان گفت کای کردگار
شمارهٔ ۴۳۲
کز قدر و جاه بر سر کیوان نهد سریر