دفتر شعر
۸۸۸ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۴۳۳
آن منوچهر که خجلت ده مینوست بچهر
شمارهٔ ۴۳۴
که تهیدست گشته ام چو چنار
شمارهٔ ۴۳۵
نیست بیعلم و عمل هیچکسی را مقدار
شمارهٔ ۴۳۶
اینچنین خوانده ایم در اخبار
شمارهٔ ۴۳۷
خدمتت آنچنانک بد مقدور
شمارهٔ ۴۳۸
ناوک قهر تو در شست مگیر
شمارهٔ ۴۳۹
انجم و افلاک را گرد مدار او مدار
شمارهٔ ۴۴۰
کز نسیمش مغز جان یابد اثر
شمارهٔ ۴۴۱
وعده شیرین بگیتی ماند خواهد یادگار
شمارهٔ ۴۴۲
کو ز دنیا وی نخواهد گشت سیر
شمارهٔ ۴۴۳
حاصل روزگار بوک و مگر
شمارهٔ ۴۴۴
که میدهد دل و دستش چو بحر و کان گوهر
شمارهٔ ۴۴۵
فکندش در ره ایوار و شبگیر
شمارهٔ ۴۴۶
که باشد بدستش یکی از سه کار
شمارهٔ ۴۴۷
از در مغفرت خویش مگردانم دور
شمارهٔ ۴۴۸
آید بسان زر طلا پاک و بی عیار
شمارهٔ ۴۴۹
که گردانرا بتو باشد تفاخر
شمارهٔ ۴۵۰
بر سر اهل خراسان سایه خورشید وار
شمارهٔ ۴۵۱
سرور گیتی ایسن قتلغ امیر بحر و بر
شمارهٔ ۴۵۲
چو رفتم از آنم چه فخر و چه عار
شمارهٔ ۴۵۳
رأی شه داند که باشد از کفافی ناگزیر
شمارهٔ ۴۵۴
گه بخشش یکی از زر و دینار
شمارهٔ ۴۵۵
فکرت هجو او مکن زنهار
شمارهٔ ۴۵۶
گر عبیدند جمله گر احرار